چه هنگامه ای است
این بازار نیمه شبان
ترکیب فشرده ی حماقت و غرور
در هیاکل کاغذهای نادیدار
می روند و می آیند
با آیه های تاریکی
که برق شان از دور
چشم را خیره میکند
دوستان بی نظیر ناشناس من
که بوسه های بی سبب
و گل های پلاسیده و هرزه
نثار هم می کنید
دیری است
بوی حفره ی های کبود
و مرداب های عتیق
در تاریکی دردمند شب
پرسه می زند
و چه هنگامه ای برپا می شود
در بازار شب زدگان
دوستان پلاسیده و ناشناس
تقدیم شما باد شعرم
با همه ی کلماتش
پر پر
پلاسیده
و
پوسیده
#غلامرضا منجزی
برچسب:
نویسنده: امیر رحمانی