خرید بک لینک

1 1 صداقتی بیxad شفقت دارد، و به گمان من، همین امر از او نویسنده xadای بزرگ و قابل اعتنا ساخته xadاست. این بیxad شفقتی بیشتر از آن که متوجه دیگران باشد؛ متوجه تقابل آشکار او با 1'>حقیقتxad هایی است که در زیر پوست نرم، زیبا و منقش به عرف و عادت جامعه شکلی اثبات شده، تاریخمند و موروثی یافتهxad اند. میxad خواهم حتی پا را فراتر از این بگذارم و 1 1 1 را سوگنامهxad ی او در زوال چاره ناپذیر جامعهxad اxadی خوب بدانم. به زعم من، در پس و پشت هر کار راستین هنری، اندیشهxad ای غایی و مضمر نهفته است. اندیشهxad ای جوهری یا مادهxad ای که میxad توان آن را حتی به عبارتی کوتاه فروکاست. «نقش پنهان» صورت جمال یافتهxad ی یا هنرمندانهxad ی این حقیقت کوتاه و تلخ است که چیزهایی که این همه شریف و محترم شان میxadداریم آنقدرها هم بیxad غل و غش و پاکیزه نیستند. این حقیقت در رمان «نقش پنهان» یک صورت مثالی دارد و یک صورت کلان. تمام داستان مکاشفهxad ای است برای شناخت چهره ی واقعی پدری که در ذهن فرزندش، بداهتاً از کدورت و غبار بی اخلاقی مبری است. در فرایند این غبارزدایی از حقیقت پدر، آن صورت دیگر، که کلان است و من از آن به «1xad حقیقت» یادمیxad کنم، به شکلی درهم تنیده و منسجم واکاوی و آشکار میxad شود. همچنان که حقیقت خدشه ناپذیر و اسطورگی پدر در طول داستان، به زوال دچارمیxad شود، ساختار کلان جامعه هم به شکلی گریزناپذیر سطوت غروربرانگیزش را از دست میxad دهد. یک اثر سترگ ادبی زمانی پا به عرصهxad ی وجود می xadگذارد که نویسنده xadاش قادر باشد پرده از روی حقیقتی بردارد، و البته آن را به مخاطب خود بقبولاند. همه ی آن اندیشهxad ی جوهری نویسنده، که از آن یاد شد، در «براعت استهلال» آغازین داستان خود را در چشم ما میxad نمایاند؛ «لکهxad های بزرگ» و زنگابxad های روی سقف که هر بار شکل عوض می xadکنند و نقشی پنهان از حقایق نهفته در وجدان جمعی یا آن طور که کارل گوستاو یونگ می xadگفت (آرکی تایپ) ها را برما آشکار می xadسازند. بدون شک همین «کهن الگوها» تار و پود داستان را چه در سطح شخصی و چه در سطح اجتماعی میxad بافند. پیرزنی گیس سفید که با شانه xadکردن موهایش کرک در آسمان پخشxad میxad کرد، (استعارهxadای از زنانگی و حیلت های جنسی )و مردی که خنجر در پهلوی دیگری فرود کرده است که نماد و اشارتی است به دیگرکشی و شقاوت نهادینه شدهxad ی ما.

شرح وقایع داستان در بخش اول کتاب به صورت نامهxad ها یا دست نوشته xadهایی است که «ناصر» برای همسر خواهرش «منصوره» که عضو دانشجویان کنفدراسیون در امریکا است فرستاده میxad شود. نویسندهxad ای (خیالی) این نامه ها را بعدها جمعxad آوری و تدوین کرده است. از بخش دوم به بعد داستان مستقیماً و بدون واسطه، توسط ناصر شخصیت اصلی داستان بازگو میxad شود.

«ناصر» شخصیتی است سرخورده، ناتمام و نیمه متوهم که در حقیقت، در جست و جوی ارزشxadهای خویش از طریق شناخت دقیق پدر است. طرح داستان غیرخطی و آمیزهxad ای از واقع بینی و رویاست. چنان که سبک و سیاق محمد محمدعلی است، بافت اجتماعی و طبقاتی داستان را مردم عادی و پایین دست جامعه تشکیل xadمیxad دهند. خط زمانی داستان به طور تقریبی از دهه ی سی شروع و احتمالا تا میانهxad های دهه xadی شصت تداوم میxadیابد. لاجرم در این خط زمانی دو واقعه ی بزرگ سیاسی هم رخ داده است؛ سرنگونی حکومت دکترمصدق و انقلاب پنجاه و هفت، که به اولی اشارهxad ای گذرا و مجمل شده، اما وقوع انقلاب، تاریخ شناسی، و همچنین پیامدهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن، بخشی مهم از مضمون و معنای داستان را به خود اختصاص داده است.

قتل «فتح الله رزاقی» ، پدر ناصر(راوی داستان) هم زمان است با جشن xadهای آبان (سالگرد تولد محمدرضا پهلوی). روایت داستان واپسxadنگرانه و در دههxad ی شصت، و بصورت دست نوشتهxad هایی صورتxad گرفته که ناصر برای همسر خواهرش «منصوره» به آمریکا ارسال کرده است. در این نامهxad ها، ناصر شرح مکاشفات خود را از روابط پدرش از طریق بازخوانی خاطرات مبهم و نشانه xadپردازیxad ها و حتی اوهام و خوابxad ها، برای همسر منصوره میxad نویسد. او در تلاش است تا هرچه سریعتر قاتل پدرش- احمد کدخدا منش- را به پای چوبه ی دار برساند. در نهایت قاتل در زندان خودکشی میxad کند و از خود نامهxadای به جای می xadگذارد که فاش میxad سازد او اساساً از همشهریان و آشنای قدیمی پدرش بوده است که بعدها با همسرش صفیه به تهران آمده و به دلیل تنبل پروری، طفیلی وار به زندگی فتح الله رزاقی xadچسبیده xadاست. رابطهxad ی لرزان و ناخرسندانهxad ی فتح xadالله و همسرش بلقیس، زمینه ساز نزدیکی او به صفیه (همسر قاتل )میxad گردد. بعد در طول داستان و بعد از کشتهxad شدن صفیه در اثر بمباران هوایی در تهران ، آشکار میxad شود که محترم فرزند آخر صفیه فرزند نامشروع فتح الله xadرزاقی است.

آنچه که در این گفتار کوتاه لازم است گفته شود این است که نویسنده در این داستان با توجه به تجربیات زیسته و شهودیxadاش، بسیار صادقانه و صمیمی به مرور زندگی روزمرهxadی مردم، و به خصوص تاریخ و جامعه xadشناسی معاصر ایرانِ پس از انقلاب پرداخته است. او هرگز شخصیتxad های داستانش را وادار نمیxad کند چیزی بگویند، کاری کنند و حتی فکری کنند که از وجود اجتماعی آنها برنخاسته باشد. کنش اشخاص داستان، در هم سازی کامل، با مفهوم، و با نقشxadهای داستانیxad شان، با توجه به فضای اجتماعی و زمان خود صورت گرفته است. زبان روایت ساده و به دور از تصنع و لحن شخصیتxad ها، برابر و منطبق بر موقعیت اجتماعی و فرهنگی آنهاست. با این حال به نظر میxad رسد، بخشی از داستان، در چندین جا از طریق کابوس روایتxad میxad شود. همانگونه که فروید معتقد است، زبان خواب الزاماً مرموز، استعاری و کنایی است و از نظام زبانی شخص نائم متابعتxad می xadکند. در بخشی از کتاب، یازده صفحه به روایت یک کابوس اختصاص داده شده است. گرچه نویسنده در این کابوس، عناصری را قرارداده است تا آن را از نظم و صورت منطقی زبان متمایز و خارج کند، اما یکپارچگی موضوع، مرتبط بودن ماجرای خواب با موضوع رمان و فقدان نظام متافوریک بر ساخت زبانیxad اش، از باور پذیری آن به شدت کاسته است.

رمان «نقش» پنهان» بی xadشک یکی از اجتماعی xadترین آثار ادبیات داستانی فارسی xadاست که ارزش بازخوانی، تدقیق و نقد همه جانبه را دارد. در پایان این گفتار به نقل قولی از «سیمون دوبوار» می xadآویزم که «خواننده همواره وارد جهان نویسنده می xadشود.» آنها لاجرم به جهان او خواهند پیوست، در آن فروخواهند رفت و ذهنیت او را با عینیت خویش کامل خواهندکرد.

برچسب: نویسنده: امیر رحمانی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1402 ساعت: 14:51

صفحه بندی